۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

خروسی که بعد از بیست ونه سال سیمرغ شد!

خروس حیوان نجیبی است. هم خیلی باغیرت است هم باهوش. شاید هیچ پرنده ای همچون او بیداری را نوید نمی دهد. اما تنبل ها و دیکتاتورها به هر بهانه ای او را بی وقت می خوانند یا می‌کشند یا با وازلین...
جشنواره فیلم فجر قصه همین خروس است. سینما، که رسالتش بیداری و آگاهی و راه پیش پای 75 میلیون آدم گذاشتن است- یعنی انجام رسالت پرومته در زمین- رسالتی که خالق یکتا پیمان گرفته از "آنان که می دانند بر اینکه به ظلمِ ظالم و آه مظلومان صبر نکنند"، حالا تبدیل شده به مشاطه گری و آب و جارو کردن در مغازه ی کاسب کارانه با رنگ و روغن و آرایش و بریانتین و لبخندهای مزورانه در چشم دوربین و هرسال دریغ ازپارسال! انگار وظیفه سینما «بهترین و برجسته ترین نماد جشن انقلاب»!! و از آب‌درآوردن سازمان فرهنگی کشور-وزارت فخیمه ارشاد- است که بــــــــــــله  «ما آزادی فرهنگی داریم و رشد فرهنگی و سینمای ما چنین و چنان است(تعرفه ها و آمار وزارت ارشاد) و از اروپا و عربها جلوتریم»!!تازگی ها هم مشاطه گری جیرانی در تلویزیون! که بــــــــــــله ما پس از اعدام سینما در دوران تلویزیون لاریجانی، داریم آن را احیا می کنیم.!!!!
سینما تا انواع سینماگرانی از نسل حاتمی کیا، شمقدری و سلحشور دارد، دیگر غم ندارد!!! و چقدر هنرمند، همه متعهد به جیب‌هاشان و دَم‌هاشان! هرسال یک ترفند جدید. امسال هم تجلیل از همدیگر که «ما سی سال کار کردیم و رفیق بازی را نشان دادیم»؛ یا با "قیصر" یا با "سرب" یا با جعفر پناهی.
این جشنواره لباس مشروعیت به تن فیلمهایی می کند که هیچ رسالتی! هیچ!!! انجام نمی دهند مگر توجیه وضع موجود را. این جشنواره به قول امیر بیان(ع) همچون پوستین وارونه ای است که بر سر تصویر زبان می کشند، تا این تجاهل را هنری نشان دهند. این درد مردم ماست؟ یا که افول اخلاق در همه سطوح و فساد درونی شده؟و از همه بدتر بریدن همه صداها و زبان ها جز یک صدا ،که به نام خدا سخن می گوید. یعنی سواستفاده از آزاده‌ترین نماد هستی و از آن مایه می‌گذارند به نام فقه- که یعنی دانایی- و آگاهی را در مسلخ سینما سر می برند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر